ناصرخان، زنگ بزن و تیتر تـرکی بگیـر!

آهنگ زیبا ی رضا موتوری فرهاد داخل اتاق به گوش می رسد یاد روز های گذشته را در ذهن دوباره یک به یک مرور می کنم. مردی که زندگی او پر بود از روز های خوب و بد زمانه ای که مرد یگانه مطبوعات ورزشی را زود به خط پایان رساند. روزهای دوری او مصادف شد با روز خبرنگار مردی که در مقام سردبیری شاگردانی را در این مکتب تربیت کرد که هر یک تبدیل به یکی از بهترین ورزشی نویس های کشور شدند. کاش هیچوقت آنروز جدایی فرا نمی رسید اما تقدیر را چاره ای نیست و ناصر آخرین نوشته خود را در دایره هستی نوشت و ساز جدایی را کوک کرد. هنوز هم انگار همین دیروز بود که هر روز یکبار به تبریز زنگ می زد و پیگیر وضعیت روزنامه بود. تا به حال سردبیری ندیده بودم که چنین به شخصه پیگیر حتی کوچکترین مشکلات نشریه‌اش باشد همین ویژگی ها بود که ناصر احمد پور را از همه مجزا کرد، او استادی بی نظیر در عرصه نوشتاری بود جدایی از مردی که روز های زیادی را با او تجربه کرده ای و آموخته های زیادی را از او آموخته ای سخت است نوشتن درباره مردی که برای هدفش تا آخرین لحظه جنگید و از پای ننشست واقعا دشوار است او روز و شبش را صرف رسانه ورزش کرد و صدها افسوس که قدر او را ندانستند و با برخورد هایی که با او کردند قلب او را آزردند. او رفت و خاطره های رنگینش هنوز هم قاب دیوار اتاقم است. ناصر خان هنوز هم به یاد دارم وقتی روزنامه خبر ورزشی بعد از صعود تیم ملی به جام جهانی در استرالیا به آن تیراژ نجومی رسید کار کسی نبود جز شخص تو. شیوه جدیدی در نشر اخبار که عامه مردم را جذب مطالعه روزنامه های ورزشی کرد. خوب به یاد دارم که مردم از روزنامه رقیب آن زمان به خاطر گزارش های طولانی اش خسته شده بودند و این تو بودی که انقلابی بزرگ در عرصه مطبوعات ورزشی به راه انداختی. خدا حافظ ناصر خان چقدر برای این اهدافت زحمت کشیدی و با همه ناملایمتی ها خم به ابرو نیاوردی. هیچ وقت دوستداران فوتبال دیار ستارخان تلاش هایت را برای حمایت از فوتبال این دیار فراموش نخواهند کرد خوب به یاد دارم از همان روز اول که نگاهی ویژه به فوتبال این دیار داشتی و همواره پیگیر وضعیت فوتبال و هواداران این دیار بودی. ناصرخان یادت هست بعد از هر برد تراکتور به دنبال تیتر ترکی برای صفحه اول روزنامه بودی. روزها چه زود گذشتند و من هنوز هم رفتنت را باور ندارم. مرگ تنها عاملی بود که تو را از آن جنب و جوش همیشگی انداخت و دیگر تلفن همراهم زنگ نمی خورد تا آنطرف خط باز هم پیگیر وضعیت روز نامه باشی. چه دلتنگت شده ام و چه زود گاهی دیر می شود. ناصر خان درسهایت همیشه در یاد شاگردانت خواهد ماند و آنها آموخته های تو را سینه به سینه به نسل های دیگر خواهند آموخت و چه زیبا گفت سعدی شیرین سخن: سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز- مرده آن است که نامش به نکویی نبرند.

فرزاد ملازاده : روزنامه ورزشی نود

/ 1 نظر / 10 بازدید
بهرامي

الله رحمت السين ياغچي بير انسانيدي