amir
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ amir
آرشیو وبلاگ
      به روزترین مطالب ()
نه، عاشق نبودی آقای کاپیتان!
نويسنده tractor-th روز ۱۳٩۳/٤/۱٦
 

جمشید نظمی که اغلب اوقات، لحنش آرام است و ادبیاتش بی‌حاشیه، به نام مرتضی اسدی که رسید بی‌پروا حرف زد و گزنده‌تر از گذشته. مدیرعامل در مورد هیچ یک از جدا شده‌ها از دقیقی گرفتار گرفته تا کریمی نامدار، از ماجرای کشدار نصرتی گرفته تا پیچ ناگهانی کریمیان، هرگز «تند» نشده بود.


قابل پیش‌بینی بود. کاملا هم. جمشید نظمی که اغلب اوقات، لحنش آرام است و ادبیاتش بی‌حاشیه، به نام مرتضی اسدی که رسید بی‌پروا حرف زد و گزنده‌تر از گذشته. مدیرعامل در مورد هیچ یک از جدا شده‌ها از دقیقی گرفتار گرفته تا کریمی نامدار، از ماجرای کشدار نصرتی گرفته تا پیچ ناگهانی کریمیان، هرگز «تند» نشده بود.

گلایه کرده بود، از جزئیات گفته بود و از مذاکراتش دفاع کرده بود اما «تند» نشده بود. حتی در مورد نصرتی که تاکید داشت عزمش بر «نماندن» بود، صفت «نامردی» و حتی ویژگی‌های منفی خفیف‌تری را خرج نکرده بود. اما به مرتضی اسدی که رسید «تند» شد. صراحت لهجه او شاید ریشه‌ در سابقه و بازوبند و انتظاری داشت که از اسدی می‌رفت. هر چه بود مصاحبه نظمی با 90 بازتاب داشت.بازتابی قابل توجه. اولین و جدی‌ترینش پاسخ خود اسدی بود. اما بی‌آنکه «نیت خوانی» شود بر اساس گفته‌ها – تنها سند مکتوب موجود - حق با کدام یک است؟

2)

در مصاحبه تند اسدی یک نکته، «کلیدی» است. آنجایی که او می‌گوید:« پول بلیت پرواز تهران – تبریز را هم خودم دادم نه باشگاه تراکتورسازی. آنها فقط برایم بلیت را رزرو کردند. این را می‌توانید از هواپیمایی آتا بپرسید.» کاپیتان با همین جمله، کلید ماجرا را به دست داده است. شاید ناخواسته و از سر عصبانیت. اول آنکه نظمی به 90 گفته بود:«ما برای اسدی بلیت «رزرو»‌کردیم و او با همان بلیت به باشگاه گسترش رفت و قرارداد بست.» پس نظمی همان حرفی را زده بود که اسدی می‌زند. او از «رزرو» بلیت گفته بود و نه پرداخت قیمت آن. پس اسدی چیزی را تکذیب نکرده و به زعم خود و به واقع به زبان خود حرف مدیرعامل را تکرار کرده است. مهمتر اما این است که اسدی ماجرای رزرو بلیت از سوی باشگاه تراکتور را پذیرفته و با حرفهای دیروزش آن را کاملا تایید کرده است. این تاییدیه چه معنا دارد؟ معنایش این است که اسدی با وجود همه ادعاهای ناراحتی و تماس نگرفتن و و بی‌احترامی باشگاه و چه و چه، سه روز پیش و یک روز قبل از عقد قرارداد با گسترش، با تراکتوری‌ها حرف زده، دوستانه هم حرف زده و به توافق هم رسیده است! که اگر به توافق نرسیده بود و دوستانه بر سر نتیجه‌ای مثبت «مصالحه» نکرده بود آیا باشگاه تراکتور برای او بلیت رزرو می‌کرد و خود او به چنین پیشنهاد دوستانه‌ای تن می‌داد؟ پس کاپیتان تراکتور تا همین سه، چهار روز پیش برخلاف مصاحبه تند و حرفهای صریح و منفی امروزش، پذیرفته بود که در تراکتور بماند و با همین مدیرعاملی که امروز غیر فوتبالی و خائن و تاسف‌برانگیز می‌خواندش، قرارداد ببندد.

جز این است؟

3)

باید از مرتضی اسدی پرسید و خواستار پاسخش به هواداران و جامعه فوتبال شد که چگونه او با وجود حرفهایی که امروز مدعی آن است تنها چهار روز پیش با مسئولان تراکتور به توافق رسیده بود و با همان توافق هم، باشگاه برای سفر او بلیت رزرو کرده بود؟ و اگر به این توافق شفاهی رسیده بود تا آنجا که قرار فردا را هم گذاشته بود تا با حضور در تبریز بر سر میز مذاکره با همان مدیر غیرفوتبالی و خائن و نالایق بنشیند چگونه به یکباره و ناگهان مسیرش را به سوی باشگاه گسترش تغییر داد؟ و واقعا اگر چنین اعتقادی داشت چرا راضی به تماس مجدد با مسئولان تراکتور شد و به آنها وعده حضور در باشگاه را داد؟

آیا کاپیتان اسدی تا چهار روز پیش و قبل از عقد قرارداد ناگهانی با گسترش، حقایقی را که امروز و در مصاحبه اخیرش مدعی آن است نمی‌دانست و ناگهان خواب نما شده است؟ و دیگر اینکه چرا با وجود بی‌احترامی به او – آنچه اسدی ادعا می‌کند – حاضر به مذاکره مجدد با تراکتور شد و البته ناگهان زیر همه چیز زد؟ اگر اسدی هفته گذشته با مسئولان تراکتور مذاکره نکرده بود و در پی توافق با آنها، خواستار «رزرو بلیت» هم نشده بود شاید می‌شد حرفهای امروزش را باور کرد اماحالا و با توجه به آن توافق و با آن «رزرو» می‌شود؟

4)

به واقع باید پذیرفت که جناب مرتضی اسدی موافق سرسخت آن نظریه معروف و لمپنی است که می‌گوید: «دیگی که برای من نجوشد...»؟‌ آری؟ در همه ماهها و سالهای گذشته و حتی در روزهایی که اکثر بازیکنان تراکتور از مشکلات مالی می‌نالیدند، به مسئولان باشگاه معترض می‌شدند و گاهی با عباراتی تند، حتی «پیه» تنبیه و جریمه و محرومیت را به تن خود می‌مالیدند تا به زعم خود «حق خواهی» کنند همین جناب مرتضی اسدی سکوت مطلق اختیار می‌کرد. لابد به این دلیل که خودش جایگاهی امن داشت و کاپیتان تیم بود؟ پس حالا چه شده که حرف سفر عربستان را پیش می‌کشد و پروازهای پیاپی را مسبب شکست تراکتور می‌خواند؟ آیا اگر او امروز قراردادش را تمدید کرده بود اصلا و اساسا حرفی از آن مشکلات می زد و به زعم خود شفاف سازی می‌کرد؟ و یا اکنون که رفته، تازه به خاطر آورده که 6 ماه پیش چه اتفاقاتی رخ داده بود؟ اگر اسدی امروز همچنان کاپیتان تراکتور بود شهامت این را داشت که بگوید نظمی یک غیرفوتبالی است و به طور مثال چند ماه پیش با یک تصمیم اشتباه، مسبب شکست تراکتور بوده است؟ شهامت حق گویی و حق خواهی را داشت؟ یا اینکه «منافع لحظه‌ای» تعیین می‌کند که چه وقت سکوت کند و چه هنگام از پشت پرده‌ها حرف بزند؟

5)

در اینکه جمشید نظمی اشکالات مدیریتی دارد هیچ تردیدی وجود ندارد. به گواه آرشیو، تندترین و بی‌تعارف‌ترین انتقادات از مدیریت او، در همین روزنامه 90 به تحریر درآمده است. اما آیا می‌توان انتقادات یکی چون اسدی را که تا همین چند روز پیش هیچ یک از معایب را نمی‌دید و یا صلاح می‌دید که نبیند پذیرفت؟ و پرسش اساسی دیگر، اگر نظمی غیر فوتبالی است – که تا حدودی هم هست- زینی‌زاده و جعفری غیرفوتبالی نبودند؟ آیا اگر در دوره مدیریت نظمی در تدارک پروازی تیم اهمال صورت گرفته – که گرفته – در دوره مدیران پیشین که جناب اسدی با آنها کارکرده، هیچ بحران مالی، اعتصاب تمرین، معوقات طولانی، تدارکات ضعیف و اهمال مدیریتی رخ نداده بود؟ نه جناب اسدی؟ و یا اگر مدیری «تو» را بخواهد، می‌شود «اسطوره مدیریت فوتبالی» و اگر تو را نخواهد بی‌عرضه و خائن و بی‌سواد خواهد بود؟

6)

نه نظمی بی‌عیب است و نه اسدی، بی‌ایراد. آقای مدیرعامل با دیدگاه خود امروز مدیریت می‌کند. برای سنجش مدیریت او البته باید کمی صبوری کرد. آینده‌ای نزدیک، عیار راستین او را روشن می‌سازد. اسدی اما گر عشق به تراکتور داشت و دل در گروی پرشورها، می‌توانست با کمی مدارا و اندکی واقع‌بینی امروز و اکنون همچنان کاپیتان تراکتور باشد. همان گونه که مهدی کیانی ماند و محمد ابراهیمی و حبیب گردانی و دیگران. مدیریت تراکتور آیا برای آنهایی که مانده‌اند «بهشت برین» بود که برای اسدی «جهنم سوزان» شده باشد؟ آری، گاهی کمی عشق و اندکی گذشت از بسیاری شعارها و دنیایی خطابه‌ها راستگوتر است...

7)

مشکل این است؛ برخی دنیا را به کام خود می‌خواهند. اگر بود که دنیا بهشت است و اگر به کام نبود... ای کاش آنها که راه درست ماندن را نمی‌دانند دستکم راه «درست رفتن» را بیاموزند.


رضا عباسی -سایت روزنامه نود


 
 
مطالب اخیر خرید بک لینک با پیج اتوریتی 43 فروش بک لینک در تمام وبلاگهای وبلاگدهی اصل بلاگ عکسهای جدید سحر دولتشاهی معرفی سیستم فروشگاه سار رایگان شاپتاز سیستم وبلاگدهی نیلی بلاگ ساخت فروشگاه اینترنتی رایگان ساخت وبلاگ | وبلاگدهی بلاگ رز فقط بک لینک پادشاه است
کلمات کلیدی وبلاگ فروشگاه ساز (٢) فروشگاه ساز رایگان (٢) ساخت فروشگاه اینترنتی (٢) فروشگاه اینترنتی رایگان (٢) سرویس وبلاگدهی (٢) وبلاگدهی (٢) سیستم وبلاگدهی (٢) خرید بکلینک (۱) خرید بک لینک قوی (۱) عکسهای سحر دولتشاهی (۱) جدیدترین عکسهای سحر دولتشاهی (۱) بک لینک با ایندکس بالا (۱) بک لینک با بازدید بالا (۱) بک لینک با اتوریتی بالا (۱) بک لینک در اصل بلاگ (۱) بک لینک برای بالا اومدن در گوگل (۱) بهترین سایتهای فروش بک لینک (۱) خرید بک لینک با بازدید بالا (۱) خرید بک لینک با اتوریتی 43 (۱) سایت ساز رایگان (۱) خرید بک لینک (۱) سحر دولتشاهی (۱) بک لینک (۱) ساخت وبلاگ (۱)
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب